السيد محمد حسين الطهراني
96
معاد شناسى (فارسى)
پيكر او انباشته گردد و خود در ميان آن تبديل به خاك و خاكستر شود . همهء اينها را در مقابل ديدگان خود مجسّم مىبيند . و از طرفى هم بر اساس وجدان و عقل حركت نكرده ، راه آخرت را روشن ننموده ، با ناموس خدا آشنائى پيدا نكرده ، با علوم باطنيّه و موجبات تجرّد نفس پيوسته در جنگ و جدال و قهر بوده ، از راه عدالت منحرف و به حقوق خود و سائر افراد مردم كه در نزد مبدأ اصيل عالم ، خداوند عزّ و جلّ محترمند تجاوز كرده ، و در مقام عبوديّت خدا نبوده ، سر به سجدهء تسليم و خاكسارى در مقابل ظاهر كنندهء اين مظاهر عجيب و اين مناظر شگفت عالم نگذارده ، ايثار نكرده ، دستگيرى از بيچارگان و درماندگان ننموده ، و با اعمال صالحه جان خود را به حيات آن عالم زنده نكرده ، و براى تاريكيها و عقبات و كوره راههاى طبعى چراغى نيفروخته است . با اين حال و كيفيّت مىخواهد از دنيا برود ! با اين مشكلاتى كه از هر سو به دو روى آورده و او را احاطه نموده و درهم پيچيده است ؛ حيرت زده ، خسران زده و زيانكار ، با زيان و ندامت و حسرتى كه از سر تا قدم او مىبارد مىخواهد كوچ كند . بانگ رحيل زده شده و ديگر وقت درنگ و تدارك نيست . بالاخصّ اگر به اين امور فانيهء دنيا با رنج و زحمت رسيده باشد و آنها را با مشقّت تحصيل كرده باشد ، در اين صورت علاقه بيشتر بوده و بالنّتيجه دل كندن از آنها مشكلتر است . چون به موازات و به نسبت مستقيم ، هر چه كوشش و تحمّل زحمت براى بدست آوردن چيزى